سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
90
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
شارح گويد : شباهت معنوى آنست كه اسم داراى معنائى از معانى حروف باشد اعمّ از آنكه براى آن معنا حرفى نيز وضع و جعل شده يا وضع نشده باشد . پس فرض اوّل همچون « متى » چه آنكه اينكلمه اسم بوده و مبنى مىباشد و دليلش آنست كه متضمّن معناى شرط است و براى شرط حرف وضع شده همچون « ان شرطيّه » چنانچه اگر « متى » را استفهاميّه نيز بدانيم باز مبنى است زيرا استفهام از معانى حرفيّهاى است كه برايش حرف وضع و جعل شده و آن همزه استفهام است . و فرض دوّم مانند « هنا » زيرا اينكلمه اسم بوده و مبنى مىباشد و دليلش آنست كه متضمّن معناى اشاره است و اشاره از معانى است كه حقّش آنست كه براى آن حرف وضع شده باشد چه آنكه آن همچون خطاب است كه در قبال آن حروف خطاب را جعل كردهاند ولى در مقابل اشاره حرفى كه افاده آن را بنمايد قرار ندادهاند و بهرتقدير « هنا » چون معناى اشاره را دارد مبنى مىباشد . سؤال اگر مجرّد اشتمال اسم برمعناى اشاره موجب مبنى بودن آن مىشود پس چرا كلمات « ذان » و « تان » كه اسم اشاره هستند مبنى نيستند . جواب ايندو را از اينجهت معرب خواندهاند كه شباهتشان به حرف ، شباهت مدنى نيست و قبلا گفته شد شباهت تنها در صورتى باعث بناء اسم مىگردد كه مدنى باشد . و امّا اينكه شباهت ايندو به حرف مدنى نيست بخاطر آنست كه به صيغه تثنيه بوده و تثنيه از خواصّ اسم است و اين معنا با شباهت مزبور تعارض كرده و مانع از مبنى شدن ايندو مىگردد لاجرم باقتضاى مثنّى بودن كه از خواصّ اسم